هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

برنامه پاسخگوی بار و FTR

امروزه صنعت برق در سرتاسر دنیا دستخوش تغییرات زیادی گردیده است و کشورهای مختلف با انگیزه‌های متفاوت پا به عرصه خصوصی‌سازی و تجدید ساختار[1] گذاشته‌اند. تا پیش از تجدید ساختار و تشکیل بازار برق، برنامه‌های مدیریت مصرف[2] (DSM) غالبا از طریق شرکت‌های برق به اجرا در می‌آمد. به این صورت که آن‌ها مصرف‌کنندگان بزرگ تجاری و صنعتی را برای قطع بار فراخوانی می‌کردند و از آنان می‌خواستند که وسایل روشنایی، دستگاه‌ها و سایر تجهیزاتی را که به آن نیاز ندارند، خاموش کنند. همچنین آن‌ها را در صورت مواجه شدن با کمبود تولید، بدون اطلاع قبلی مستقیما برق مشترکان را قطع می‌کردند. اما پس از تجدیدساختار و باتوجه به شکسته شدن ساختار سنتی و بوجود آﻻمدن بازارهای رقابتی، بارها حاضر به اجرای برنامه‌های مدیریت مصرف نبودند و در نتیجه اجرای این فعالیت‌ها ناموفق ماند. از جمله مشکلاتی که بعد از تجدیدساختار در مسیر اجرای برنامه‌های مدیریت مصرف قرار داشت می‌توان به شکسته شدن ساختار اداره سیستم قدرت و عدم پاسخگویی بازیگران بازار در مقابل برنامه‌های مدیریت مصرف، فروش برق با نرخ ثابت به مشتریان در نتیجه عدم وجود انگیزه در آنها و متفاوت بودن اهداف مصرف‌کنندگان و فروشندگان برق اشاره کرد.

بدون اجرای برنامه‌های مدیریت مصرف بازارهای برق دچار مشکلات عدیده‌ای شدند که از آن‌ جمله می‌توان به بی‌ثباتی قیمت‌ها[3]، بروز تراکم[4] در خطوط انتقال شبکه، افزایش قیمت برق در ساعات پرباری و نیاز به نصب ظرفیت نیروگاهی بیشتر اشاره کرد. لذا عوامل اداره‌کننده بازار به سرعت دریافتند که رفع مشکلات فوق بدون دخالت دادن مصرف‌کنندگان در بازار امکان‌پذیر نیست. اما مشارکت مصرف‌کنندگان در بازار برای حل مشکلات فوق نیز کار چندان راحتی نیست، زیرا سال‌هاست که برق به سهولت و ارزانی در اختیار مصرف‌کنندگان قرار گرفته و هزینه انرژی الکتریکی بخش اندکی از هزینه‌های یک تولیدکننده صنعتی و یا قسمت کوچکی از هزینه یک خانوار را تشکیل می‌دهد. بنابراین در چنین شرایطی وظیفه دست‌اندرکاران بازار این است که به گونه‌ای انگیزه لازم را در مصرف‌کنندگان ایجاد کرده و آن‌ها را به تغییر الگوی مصرف برق ترغیب کنند که برنامه‌های پاسخگویی بار[5] (DR) به عنوان زیر مجموعه‌ای از برنامه‌های مدیریت مصرف، این انگیزه را در مصرف‌کنندگان نهایی ایجاد کرده و آن‌ها را به مشارکت در بازار‌های رقابتی تشویق می‌کند.

حقوق مالی انتقال(FTR)، ابزاری مالی برای مدیریت ریسک هزینه­های تراکم انتقال است. با گسترش موضوع پاسخگویی بار(DR)، نهادهای ارائه دهنده خدمات بار ممکن است دربازار برق یک پیشنهاد راهبردی با ارائه برنامه­های پاسخگویی بار سهمیه­ای به مشتریان خود ارائه نمایند، در فرآیند کار سرویس­دهندگان بار، حقوق مالی انتقال کاملا تاثیرگذار است و برای پاسخ  به این چالش جدید، مدل قیمت­گذاری راهبردی قابل پیشنهاد است که در ابتدا با هدف بیشینه کردن سود موسسات خدمات بار با ملاحظه حقوق مالی انتقال و از طریق ارائه برنامه پاسخگویی بار به مشتریان  قابل پیشنهاد ‌است. پیشنهاددهی راهبردی، یک مسئله بهینه­سازی دو سطحی با هدف بیشینه­سازی درآمد خالص برای نهاد ارائه­دهنده خدمات بار به عنوان مساله اقتصادی سطح بالا لحاظ شده و کمینه­سازی هزینه تولید توسط بهره­بردار مستقل سیستم نیز به­عنوان مساله سطح پایین در این مدل بهینه­سازی دوسطحی است که تبدیل به مدل ریاضی شده و محدودیت­ها با تکرار مساله سطح پائین به­عنوان شرایط مطلوب به یک مسئله برنامه­ریزی خطی پیوسته تبدیل شده و در انتهای کار، نتایج شبیه­سازی بر روی یک سیستم نمونه، تحلیل و ارزیابی خواهد شد.

حق مالی انتقال یک ابزار مالی است که به صاحبان آن حق دریافت جریمه برای هزینه های احتمالی تراکم که در هنگام انتقال شبکه در بازار روز پیش می شود و اختلاف در قیمت های احتمالی ناشی از اعطای ژنراتورها به منظور کاهش تراکم  می باشد هر FTR از نقطه دریافت (که در آن قدرت به شبکه انتقال تزریق می شود) تا نقطه تحویل (که در آن قدرت از شبکه انتقال بیرون می آید) تعریف می شود. برای هر ساعت که در آن تراکم سیستم بین نقاط دریافت و تحویل مشخص شده در FTR وجود دارد، دارنده FTR یک سهم از هزینه های احتمالی انتقال را که از شرکت کنندگان در بازار به دست می آید، اعطا می کند. هدف FTR ها محافظت از مشتریان خدمات انتقال از افزایش هزینه ها به علت تراکم انتقال است زمانی که عرضه انرژی خود را با رزرو FTR خود منطبق است. برای اپراتورهای سیستم، برنامه های مختلف پاسخ تقاضا(DR) به عنوان منابع بالقوه برای تعادل عرضه و تقاضا، کاهش بارهای ساعتی و افزایش بهره وری تولید اعمال شده اند. انتظار می رود مصرف کنندگان، که مصرف برق به سیگنال های قیمت گذاری نوسان گیرنده برای کاهش هزینه برق خود پاسخ دهد . در یک بازار برق کاملا رقابتی، نهاد های خدمات بار (LSEs) نقشی حیاتی برای پر کردن شکاف دارند، مصرف کنندگان و اپراتورهای بازار عمده فروشی برای رسیدن به یک چارچوب عملیات بهینه. به عنوان یک سازمان سودمند میباشد ، هدف از LSE، به حداکثر رساندن بازپرداخت پیش بینی شده با توجه به عدم اطمینان از بازار عمده فروشی و مشتریان نهایی است. اکثر مشتریان هزینه های برق را با نرخ ثابت پرداخت می کنند در حالی که LSE ها قیمت برق متفاوت را خریداری می کنند. بنابراین، LSE ها انگیزه ای برای ایجاد کشش ذاتی توسط برنامه های پاسخ به تقاضا (DR) خواهند داشت .به ویژه هنگامی که سیستم تحت فشار است یا نزدیک به محدودیت اتصال بعدی، که به عنوان بار بحرانی نامیده می شود (CLL) هنگامی که LMP بالاتر از نرخ ثابت است، LSE انگیزه ای برای تحریک مصرف کنندگان برای کاهش مصرف برق خود دارند. در حالی که اگرنهاد خدمات بار حقوق مالی انتقال  را با اختلاف LMP مثبت نگه دارد، می تواند این جابجایی را برای دریافت جبران خسارت و انگیزه کمتر برای کاهش تقاضای آن استفاده کند. بنابراین، در عملکرد بازار LSE، تاثیر FTR نیز باید مورد توجه قرار گیرد. برای مطالعه عملکرد LSE در این شرایط، یک رویکرد پیشنهاد استراتژیک با توجه به پاسخ تقاضای سهمیه­ای (C-DR) و مزیت FTR در این پایاننامه پیشنهاد می­شود. در روش پیشنهادی، LSE یک برنامه C-DR برای مشتریان ارائه می دهد. سپس، مسیر FTR برای تحلیل انتخاب می شود. بعد LSE پیرو روش تشخیص بازار ISO است. در نهایت، LSE می تواند استراتژی قیمت گذاری مطلوب را با حداکثر درآمد خالص ممکن از جمله مزایای FTR به دست آورد. متغیرهای نهایی تصمیم گیری از داوطلبان LSE، اعلان بار بهینه هستند که می تواند توسط روش پیشنهادی بدست آید. تاثیر FTR در پیشنهاد استراتژی LSE نیز می تواند مورد تحلیل قرار گیرد. سپس مدل کلی دو سطحی پیشنهادات استراتژیک برای LSE ها و بار اولیه را نشان می دهد و پس از آن پیشنهاد راه حل واقعی برای حل مدل بهینه سازی دو سطحی از جمله روش تبدیل آن به مشکل MPEC و تبدیل از MPEC به MILP است.

در سیستم هاي سنتی برنامه هاي مدیریت مصرف به منظور فائق آمدن بر برخی مشکلات سیستم قدرت مورد استفاده قرار میگرفت. در این بین برنامه هاي پاسخگویی بار نیز بعنوان بخشی از این برنامه ها مطرح بود. اما پس از تجدیدساختار سیستم هاي قدرت، این برنامه ها به دلیل عدم تطابق هایی که با ماهیت بازار داشت، رفته رفته کنار گذاشته شدند. اما پس از مدتی بدلیل مشکلات بوجود آمده مانند عدم ثبات قیمت ها، اجراي مجدد برنامه هاي مدیریت مصرف، مجددا مورد توجه قرار گرفتند. این بار این برنامه ها به گونه اي که با ساختار مدیریت سیستم قدرت تجدیدساختار یافته همخوانی داشته باشد، تغییر یافتند. شایان ذکر است که پس از تجدیدساختار سیستم قدرت، برنامه هاي پاسخگویی بار بخش عمده اي از برنامه هاي مدیریت مصرف را تشکیل می دهد. زیرا ماهیت این برنامه ها براي تطبیق با ساختار جدید مدیریت سیستم قدرت بسیار مناسب می باشد. امروزه این برنامه ها به عنوان راه حلی مناسب براي رفع برخی مشکلات سیستم قدرت هاي قدرت تجدیدساختاریافته مطرح می باشند.

مدیریت مصرف بار در حالت کلی به برنامه‌هایی اطلاق می‌شود که روی الگوی مصرف برق مشارکتی تأثیرگذار است. به عبارت دیگر فعالیت‌هایی هستند که شرکت‌های برق برای تغییر در مقدار و / یا زمان مصرف برق، آن‌ها را به گونه‌ای طراحی کرده‌اند که زمینه‌ لازم را برای سودرسانی به جامعه، مصرف‌کنندگان و حتی خودشان فراهم کنند. به طور کلی برنامه‌های مدیریت مصرف از دو قسمت اصلی تشکیل شده است:

  1. بهره‌وری انرژی[6]
  2. پاسخگویی بار


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *